احمد نورانی

وکیل مدافع

۸ آبان ۱۴۰۱

به بهانه هفتادمین سالگرد استقلال کانون وکلای دادگستری

به نقل از پایگاه خبری اختبار:“شعبه اول دادگاه عالی انتظامی قضات با صدور دادنامه‌ای درباره صلاحیت نامزدهای ثبت‌نام‌کننده برای عضویت در سی‌ودومین هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز اظهار نظر کرد. در این دادنامه که روز ۲۱ تیرماه ۱۴۰۱ صادر و (۲۲ تیر) به کانون وکلای دادگستری مرکز ارسال شده، اسامی ۴۰ نفر به عنوان کسانی که صلاحیت آنها احراز نشده، اعلام شده است.”

در لیست ۴۰ نفره احراز نشده، اسامی ۴ عضو فعلی هیات مدیره این کانون (عبدالله سمامی، سوده حامد توسلی، التفات سنایی و محمدرضا کامیار) به چشم می‌خورد.

این نوشته به بهانه هفتادمین سالگرد استقلال کانون وکلای دادگستری نگاشته می شود.حال انکه استقلال کانون به همت و کوشش شجاعانه افرادی چون دکتر مصدق ،نخست وزیر وقت ، این نهال کوچک و بی رمقِ وکالت را در باغِ خفقان ظلم و بی داد ان زمان، در خاکِ عدالت کشور عزیزمان ایران کاشت و با اینکه این نهال بعد از گذشت چندین دهه، به درختی تنومند بدل گشته ، لیکن هنوز میوه و ثمره ان چنانی برای کل جامعه نداشته است و این واقعیت تلخ قطعا بر عاتق وعهده فرزندان این درخت تنومند عدالت می باشد.و این بهانه ی نوشتن شد تا شاید، قطره شبنمی باشد بر درخت خشکیده وکالت. ….

کانون وکلای دادگستری در تاریخ ۷/ ۱۲/ ۱۳۳۱ هجری شمسی از وزارت عدلیه( نام قوه قضاییه ان زمان) به استقلال رسید و به نهادی شبیه به شرکت خصوصی و مستقل از قوه قضاییه بدل گشت. این گامی رو به جلو و متعالی بود واین در حالیست که بسیاری از کشورهای منطقه ان زمان( مثل کشور امارات متحده عربی ، سلطنت عمان و پادشاهی عربستان) حتی شاید با نهاد وکالت آشنایی نداشته اند. و چه رسد به استقلال کانون!!!!!!حال بعد از گذشت ۷۰ سال از این استقلال مبارک ،در چند دهه گذشته شاهد ان بودیم که با تصویب مقررات و بخشنامه هایی ، این استقلال چندین بار مخدوش شود.

اما برای اولین بار و به طور عملی در تیر ماه سال ۱۴۰۱ هجری شمسی ،استقلال کانون با خبر ردصلاحیت نامزدهای ثبت‌نام‌کننده برای عضویت هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز( که مهم ترین و با نفوذ ترین کانون وکلای ایران است) با چالشی جدی و ملموسی رو برو شد و شاید این خبر تیر ماهی، تیر خلاصی بود بر نهاد شبه زنده وکالت،؟!!!و به گفته رئیس اسکودا (اقای دکتر کوشا)هیچ روزنۀ امیدی به بهبود( آن) نداریم!!!!
و این در حالی است که وکلای کانون دادگستری و خصوصا روسای کانون، هنوزخیالِ استقلال کانون را در آژانس های شیشه ایی خود ( بقول علی الوردی مفکر معاصر عراقی در کتاب منطق ابن خلدون ” دربرج های عاجی خود”) خواب می بینند و همچنان باد در غبغب انداخته و از شئونات استقلال خود گوش جن و انس را کر کرده و در رویای مُرده ی استقلال، خیالپردازی و حتی گاهی پایکوپی می کنند.
جای شگفتی اینجا است که کانونی که خود نمی تواند استقلال خود را در عرصه عدالت ترجمان کند ویا صلاحیت نامزدهای خود را احراز کند ، یا کیفیت ازمون کانون و کمیت جذب وکلا را کنترل کند و یا تفتیش بدنی وکلا هنگام ورود به دادگاه ها را چاره کند، چگونه می تواند ازاحقاق حق عامه مردم و استقلال خود سخنی براند؟

ولی جای تعجب نیست. چون اکثر( و نه همه) فرزندان کانون وکالت تنها در فکر امرار معاش و گرفتار منافع شخصی خود می باشند و آن هم با حفظ شان و منزلت حرفه ایی خود که تجلی غروری نمادین و کاغذی این نهاد بی رمق است ، و هر سال به دور از واقعیت تلخ امروزی ،”مرور زمانِ “استقلال خود را در روز ۷ اسفند ماه جشن می گیرند. چه جشن باشکوهی.!!! منطقا برای تیر خلاصی که در تیر ماه امسال بر پیکر بی جان استقلال کانون با دادنامه صادره از شعبه اول دادگاه عالی انتظامی قضات بر رد صلاحیت چهار نفر از اعضای محترم کانون مرکز نازل گشت ، باید مراسم سوگواری را برای آن مرحوم(کانون )به جا اورد.!

عتاب ما متوجه رؤسای کانون ها نیست( رُفِعَ القلمُ عنهم) چون اگر انها شریک این واقعیت مریر و تلخ نباشند،حداقل معاون ان بودند و هستند. عتاب و تیغ تیز انتقاد، عموما متوجه خود فرزندان این نهاد و علی الخصوص متوجه وکلای جوان و با انرژی این نهاد عتیق است. وکلای جوان باید میان این دو طریق یکی را انتخابی کنند : یا الگو برداری ماشینی از آن سنت قدیمی آبا و اجداد ، ( القدیمُ التلیدُ) همانند ان دو مرغ ضرب المثل ها ، سر در برف یا ماسه گذاشته و سر مستانه ترانه( همه چی آرومه) را به دور از واقعیت باهم دکلمه کنند یاا قبول مسئولیت ناشی از عشق به حرفه ی مقدس وکالت آن هم با حداقل توان خود و شناسایی ظرفیت های بلقوه و بلفعل قوانین فعلی به دور از تعصبات مربوط به حرفه ی خود با مدد از دانش و قلم حقوقی خود وبا صدای رسا و مقتدر وبا قلمی توانا و جسورانه که ثمره همین استقلال کانون است. دست بکار شوند.

سخت ترین انتقادها و نیز اخلاقی ترین و مفیدترین انتقادها، نقد منصفانه و واقع بینانه خود و خانواده خود است. حتی اگر دردناک و گاهی نیز افراطی باشد.
نوک پیکان تمام انتقادها، گله ها ، فَغان ها و تقصیرها به سوی طرف مقابل بوده ، وهمزمان اکثر این سخنرانی ها و شعار ها حق به جانب و مربوط به دفاع از قامت پایمال شده ی استقلال کانون با فحوای عاجزانه و بدون در نظر گرفتن قصور خود بود. شاید این سخنرانی ها ، بی شباهت به تبلیغات و وعده های انتخاباتی نباشد ؟؟تا یک نقد منصفانه ی سازنده و دل سوزانه؟
سخن ها و عتاب ها بسیار است و کلمه ها و فرصت ها کم.

شاید باید منتظر آمدن مرغ آمین گوی پیرِ مازندران یوش باشیم؟ و یا شاید هم قلم و دستان بر عبث می ساییم ؟

پایان سخن را ،با گزیده از شعر او( او پیرمردی است که نور چشم جلال آل احمد ها بود) به سرانجام می رسانیم، تا باشد ، فال و پایان نیکی با شعر وبدعتِ مبارک او ، برای عاشقان راه حقیقت و عدالت.

*پاییز ۱۴۰۱

“…دستها می سایم
تا دری بگشایم
بر عبث می پایم
که به در کس آید
در و دیوار بهم ریخته شان
بر سرم می شکند
می تراود مهتاب
می درخشد شبتاب
مانند پای آبله از راه دراز
بر دم دهکده مردی تنها
کوله بارش بر دوش
دست بر در، می گوید با خود
غم این خفته چند
خواب در چشم ترم می شکند.”

خیال – فاضل نظری

شعر قطعه زیبای زیر بنام ” خیال” از کتابِ شعر با عنوان “گریه های امپراتور” اثر استاد فاضل نظری،( انتشارات سوره مهر ) را برای

فارغ

حسی در خود شکُفتن چو غنچه ای در گُلی مردن عطرش در مهد فنا شدن از چیده شدن در دست عاشق از خشک شدن در

تاریخ تولدم – ترجمه یک شعر

یاسر البیلی شاعر گُم نام اهل سودان است. او با شعر (تاریخ میلادی) که کاظم الساهر(زاده ۱۲ سپتامبر ۱۹۵۷ م. ) خواننده مشهور ، ترانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *