احمد نورانی

۶ آبان ۱۴۰۱

داستان وکیلی که کسب و کارش کساد بود (قسمت یک)

طنز حقوقی

وکیلِ داستان ما چند ماهی را بدون کار گذراند.
پس تصمیم گرفت یک مطب پزشکی دایر کند. و در تابلوی خود نوشت: “مطب پزشکی مشاور ، درمان هرنوع بیماری، فقط با ۱۰۰ ریال واگر شفا نیافتید ۲۰۰ ریال به شما پرداخت می شود.”
یکی از پزشکان ، تابلوی او را خواند و تصمیم گرفت با وکیل شوخی کند و تمام پول های او را تا ورشکستگی بستاند.
پزشک به مطب وارد شد و به وکیل گفت: من حس چشایی(مزه و ذایقه) خود را از دست دادم.
وکیل با ارامش گفت ؛ بسیار ساده است. او پرستار را خواست و به او گفت: داروی شماره ۲۲۵ را از صندوق شماره ۲۵ بیاور.
پرستار پودری را اورد و وکیل مقداری را بر زبان پزشک گذاشت. پزشک با حالتی اشفته گفت: این سس تند است ،ایا تو دیوانه شدی….
وکیل با تبسمی گفت: تبریک میگم حس چشایی شما خوب شد پس ۱۰۰ ریال بابت درمان را به پرستار پرداخت کنید.
پزشک این امر را در دل خود نگاه داشت و بیرون رفت.
و بعد از چند هفته، پزشک دوباره به مطب پزشکی مستشار داستان ما بازگشت…

این داستان ادامه دارد…..

 

مشاوره آنلاین و رایگان موسسه حقوقی نوران وکیل

ادله اثبات دعوا (علم قاضی)

بازپرس دادسرای ویژه امور جنایی و جرایم امنیتی شیراز در یادداشتی به موضوع علم قاضی به عنوان یکی از ادله اثبات دعوا پرداخت. در این