احمد نورانی

۲۵ شهریور ۱۴۰۲

شیداتر …

ای جان شیدای من
پرده  سرکش شب ها
تسکین دهنده جان ها نیست
شب روان است و جوی آبی عمیق
از بهر اشتیاق صبح است که این چنین  سایه افکنده
جان شیدا را با شب آشنایی دور است
شب در ماه است و ماه در خود شب پنهان است
شمع مسکین دلان در این سیاهی روشن
چشمه ی زخم جانان در این شب ها جاری است
هشیار و بی صدا
از هزار توی این شب
باید گذر کرد
در عمق این سیاهی بزرگ
عریان  باید شنا کرد
تا به ساحل شب رسید و تماشا کرد
شوق شب با فجر خورشید را
از لحظه دمیدن دوباره این اختر سوزان
در آغوش صبح خود آرمیده است
در این تماشاگه همیشه ی جاودانی
این جان تشنه را هر بار  می خواهد
هر روزش شیدا تر از دیروزش

مشاوره آنلاین و رایگان موسسه حقوقی نوران وکیل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *