احمد نورانی

۲۲ آبان ۱۴۰۱

الایام (این روزها)


الایامُ  تعودُ للانسان

(این روزها به انسان باز می گردد)

حین کان بین الاشجار

(وقتی که در میان درختان بود)

و بین کلِ رکنِِ و زاویه

( و در میان هر ستونی و زاویه ای)

یسمعُ صوتَ الاجداد

(صدای اجداد را می شنید)

ما بین الجبالِ و الانهار

(در میان کوه ها و رودها)

حین کان الانسانُ خرافیاً

(هنگامی  که انسان افسانه ایی بود)

حِینَ کانَ یتجولُ بین الادغال

(وقتی که در میان درختان انبوه گردش می کرد)

حینَ کان الانسانُ  مهاجراً

(هنگامی که انسان مهاجر بود)

لا ارضَ و لا بیت َو لا عنوان

(نه زمینی و نه خانه ایی  و نه ادرسی)

حینَ کانَ الانسانُ

(هنگامی که انسان بود)

کان حبُهُ بسیطاً

(عشقش ساده بود)

لا شعرَ  و لا  الوان

(نه  شعری و نه هیچ رنگی)

حین کان الانسانُ  حیواناً

(هنگامی که انسان همانند سایر موجودات بود)

ولا یعرفُ حینها ان یکون انساناً

(و آن هنگام که نمی دانست انسانی باشد)

علمُهُ  حسبُ الشمسِ ان تَغیبُ

(دانشش همانا ان که خورشید پنهان شود)

و من ثُمَّ القمرُ ان یضیعُ

(و پس از آن ماه گُم شود)

وفی الطلوعِ یبدءُصیدُهُ البعیدُ

(و در طلوع ، شکار دورش  را آغاز می کرد)

حین  کان الانسان

(هنگامی که انسان بود)

لا یعرفُ  الاسابیعَ ولا ایام

(هفته ها و روز ها را نمی شناخت)

ولا شهورَ ولا سنین

(نه ماها و نه سال ها)

ولا للاحزانِ  من اسمِِ

(وهیچ اسمی از غم ها نبود)

و لا للادیانِ  من حنین…….

(و هیچ دلتنگی  برای مذاهب نبود)

 

مشاوره آنلاین و رایگان موسسه حقوقی نوران وکیل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *