احمد نورانی

وکیل مدافع

۲۴ دی ۱۴۰۱

بسمهُ انسانِِ ( تبسم یک انسان) 

العشقُ اجتاحَ کیانی
(عشق تمام هستی مرا در نوردید)
عقلی ،بصری و کلَ ایامی
(عقلم، بیناییم و تمام روزهایم)
ماذا اقول وکل الکلمات قاصرات
(چه چیز را بگویم درحالی که همه کلمات نارسا هستند)
وکلُ الحروفِ تُذبحُ کالخراف
(و همه حروف مانند گوسفندان سر بریده می شوند)
امام سیوف المتعقله
(در برابر شمشیرهای اهل عقل)
امام خطاباتَ المُتدینه
(در برابر خطابه های اهل تدیُّن)
لکن فی الشعر خیالُ
(ولی در شعر خیالی وجود دارد)
یلامس المجهول و المحالُ
(که مجهول و محال را لمس می کند)
وکیف یصبحُ الجنون عقلا؟
(چگونه جنون به عقل تبدیل می شود؟)
والعشقُ رفیقُ الدرب؟
(و عشق به همراهی در سفر؟)
الاصحابُ ینظرون
(دوستان نظاره گر)
ویتهامسون فی ظنون
(و در شک و تردید باهم در نجوا )
نعم احبُ الغوصَ فی الظلام
(اری دوست دارم شنا در تاریکی را )
مکبلَ  الیدین
(در حالی که دستانم در بند باشند)
دون هواء دون کلام و دون احلام
(بدون هوا بدون سخن و بدون رویا)
لکن فی بحرِ الحیاه
(ولی در دریای زندگی)
ایامُ  لیست کالایام
(روزی های هست که مانند دیگر روزها نیست )
و یصبح العمرُ کلُه
( وتمام عمر این روز ها می شود)
لحظه عشقِِ و هیام
(لحظه عشق و دیوانگی)
نعم سقوطُ جمیل
(اری یک سقوط زیبا )
امام کل الاصول و الافکار و الادیان
(در برابر کل اصول و افکار و ادیان)
یتلوث الوحیُ المسکین
(وحی مسکین الوده می شود)
بالکفر و الایمان
(از کفر و از ایمان)
و الشیطانُ رقصَ رقصتَهِ
(و شیطان ان رقص خود را رقصید)
حین اغوا  ابانا
(هنگامی که پدر ما را فریب داد)
حین صرنا مجرد امتحان
(هنگامی که ما فقط یک امتحان شدیم)
حین اصبحت الارض منفی
(هنگامی که زمین تبعیدگاه شد)
و سجنُ  لکلِ انسان
(و زندانی برای هر انسان)
اسال نفسی
(از خود می پرسم)
کیف یکون الوحی  الان؟
(وحی الان چگونه است؟)
هل فاز الشیطان؟؟
(ایا شیطان پیروز شده است؟)
هل اخذَ النوبل؟
(ایا جایزه نوبل را گرفت؟)
هل حازَ علی شهادهِ الجهل؟؟
(ایا  مدرک نادانی را دریافت کرد؟؟)
لا یهمنی الشیطان
(شیطان برایم مهم نیست)
ولا ملک مقرب
(ونه  هیچ فرشته ی نزدیکی)
لکن یحرقنی ذلک  الانسان
(اما ان انسان مرا می سوزاند)
الذی یُعانیی منذَ ملائینِِ من السنین
(که میلیون ها سال در حال رنج است)
حان الاوان  ومن بعد الان
(وقت ان رسیده و از همین الان)
حان انکسار جمیل
(زمان خُرد شدنی زیبا)
حان  عشق طویل
(زمان عشقی طولانی)
حان ان یَحلَ السلام
(زمان ان است که صلح بر پا شود)
لو جعلوا  فی راحهِ یدیَّ ممالکَ الصین و الیابان
(اگردر بین دستانم  ممالک چین و ژاپن)
و کل  المقالید الحکم
(و تمامی زمام حُکم رانی را قرار دهند)
لارفض رفضا
(با تمام وجود ان را پس می زنم)
لاجل بسمه انسان
(بخاطر تبسم یک انسان)

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *