احمد نورانی

وکیل مدافع

۲۱ آذر ۱۴۰۱

داستان قاضی و وکیل باهوش

این داستان طنز درباره یکی از وکلای دادگستری است که با تمام توان خود می خواست موکلش را که به اتهام سرقت در زندان بود با حصول حکم برائت از زندان خارج کند. پس او تمام هوش و زیرکی خود را در یک حیله همراه ساخت و این حیله به شکلی بود که بعد از صدور حکم توسط قاضی اشکار شود و با اینکه قاضی خود را شخصی اگاه می دید ولی وکیل مدافع توانست حکم برائت را از قاضی به دست اورد واین حادثه مانند یک دلیل برای بازی با الفاظ توسط بعضی از وکلا و نیز یک داستان طنزی در بین قضات وِرد زبان ها شده است.

جناب قاضی: چه کسی گناه کار است؟!

وکیل مدافع در سالن دادگاه خود را برای دفاع از پرونده ی سرقتی که به عهده او واگذار شده بود آماده می کرد.نشانه های شرارت در چهره متهم نمایانگر آن بود که او سارق بالفعلی بود. کما اینکه در پرونده کسانی بعنوان شاهد نظاره گر سرقت او بودند و متهم را در حال سرقت صندوقی از بالکن مشاهده نمودند . وکیل مدافع بعد ازمطالعه دقیق پرونده تصمیم گرفت که روش جدیدی برای به دست آوردن حکم تبرئه موکلش انتخاب کند.
بعد از این او از جا برخاست و رو به هیات قضات گفت:

ای عالیجنابان قطعا موکلم این جرم را مرتکب نشده شده است. واقعیت این است که او از در حال گذر از کنار بالکنِ نزدیک به خیابان بود که دست راستش دراز شده و صندوق را از آنجا برداشت.

در اینجا قاضی از روش دفاع وکیل تعجب کرد. چون در این حالت به جرم موکلش اعتراف می کرد. پس تصمیم گرفت تا پایان دفاعیات وکیل منتظر بماند با این حال او این احساس را داشت که یک حیله ایی در این کار نهفته است.

جناب قاضی:دست راست عمل سرقت را مرتکب شده و نه خودش:

وکیل مدافع دفاعیات خود را این چنین ادامه داد:

چیزی که در ان هیچ شکی نیست و شما جانب قاضی با ان هم قطعا موافق هستید این است که دست راست جزء کوچکی از اعضای بدن است .حال ایا این از عدالت خواهد بود که بخاطر جزئی از بدن تمام اعضای دیگر بدن برای این جریمه کیفر ببینند؟

در اینجا قاضی خندید و حس کرد که وکیل مدافع شوخی می کند و یا در عقلش خللی حادث شده است. پس قاضی تصمیم گرفت تا پایان جلسه رسیدگی با وکیل همراهی کند تا به او این حس را القا کند که در دفاع از موکلش پیروز شده است.

پس قاضی به وکیل مدافع گفت: قطعا استدلال شما جناب وکیل بسیار منطقی است و دران هیچگونه بحث و جدلی نیست. و ما این امر را خارج از عدالت می دانیم و بر همین اساس دادگاه، دست راست متهم که اقدام به سرقت نموده، را به یک سال حبس همراه با مجازات تکمیلی محکوم می کند و موکل شما کمال اختیار و آزادی را دارد که دستش را در زندان همراهی کند یا همراهی نکند.

در این هنگام نشانه های خوشحالی در چهره وکیل مدافع نمایان شد و با حالت خوشحالی به موکلش نگاهی کرد.

بعد از آن مجرم فورا دست راستش را در آورد، چون دستش مصنوعی بوده و در بین نگاه های متعجب حضار و مخصوصا قاضی، سارق از دادگاه خارج شد و دستش را برای اجرای مجازات ترک کرد.

نتیجه این داستان:

اگر قاضی کلمات وکیل مدافع را دست کم نمی گرفت و ان را شوخی یا خللی در عقل وکیل نمی پنداشت ،سارق از کیفری که قطعا انتظارش را می کشید فرار نمی کرد. بر همین اساس هیچ وقت، ظاهر نباید تو را گول بزند و همیشه در جستجوی جوهر و عمق اشیاء باش
همان گونه که قدما گفتند: در دِرنگ و تأنی سلامت نهفته است و در شتابزدگی، پشیمانی .

 

منبع: ترجمه از متن عربی مجله اینترنتی سیدتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *