شب هنگام
چشم چون ابر می گرید
جوهر بی رنگ میتازد
اشک بی غم می چکد
کم سو از چرخش زمین
پرخون از منظره های اکنون
سحر هنگام
زبان چون نفس می گیرد
قلم بی یاد می نویسد
قلب بی یار می تپد
خسته از گردش خون
شکسته از فراموشی جنون
عصر هنگام
لب چون خاک می خشکد
واژه ها بی اختیار می شکفد
حرف بی حساب می جوشد
زبان بی کلام می گوید
در این وقت به خیال
عقل فقط سلام می خواهد
نشست قضایی: کشته یا مجروح شدن راننده در تعقیب و گریز
صورتجلسه نشست قضایی با موضوع: کشته یا مجروح شدن راننده در تعقیب و گریز پس از ایست به خودرو برگزار شده توسط: استان سازمان قضائی نیروهای