غرقه در آب زندگی
تنفس در قعر دریای خویش
صید ماهیان لحظه اکنون
با تورِ خیالی ناب
تا رسیدن به ساحل عریان
دَمی ، پیاه روی در شن های روان
خیره به آفتاب، از کلبه ی نگاه
آغاز باران در چشمان
جاری شدن انگشتان در پنجره سر
گشودن دری ، سوی کوهی بلند
تا رسیدن به فتح قله ی درون
آنگاه پرشی از آن سوی بی معنایی
پرواز ، در سقوطی آزاد
