احمد نورانی

وکیل مدافع

۱۲ آبان ۱۴۰۱

و انا امشی

و انا امشی
(و من  در حال راه رفتنم..)
منهمکُ و فی الشوارعِ امشی
(با کوشش زیادی، در خیابان ها در حال راه رفتنم)
وافکاری تُالِمُنی
(و اندیشه هایم مرا به درد می آورد)
و معی کلُ کُتبی
(و تمام کتاب هایم همراهم اند)
لا شارعَ ولا رصیفَ
(هیچ خیابان و هیچ پیاده روی)
یَحملُنی
(مرا تحمل نمی کند)
احزانی کالظلِ تُرافقُنی
(غم هایم مانند سایه مرا همراهی می کنند)
و الفرحهُ کالناسِ تُهملُنی
(و شادی مانند رهگذران توجهی به من ندارد)
سقوطُ الامبراطور
(سرنگونی امپراتور)
من عرشهِ الزجاجی
(از تاج و تخت شیشه ایی خود)
انتحارُ الاشواق
(خودکشی دلتنگی ها)
من قلبِه الفولاذی
(از قلب فولادییش)
تغییرت الاحوالُ
(شرایط دگرگون شد)
حدثَ المحالُ
(آن چیز محال رخ داد)
صار القیلُ و القالُ
(گفت و گوی رخ داد)
تَبَعثرَ الرصیفُ
(پیاده رو زیر و رو شد)
انقلبت الصوامعُ
(صومعه ها دگرگون شدند)
باتَ القانونُ نحیفا
(قانون نخ نما شد )
صار الکتابُ سیفا
(کتاب همانند شمشیری شد)
وتحررت الکلمهُ
(و کلمه آزاد گشت)
وانا ما زلتُ امشی
(و من همچنان در حال راه رفتنم)
والخیالُ یُزحزحُنُی
(و خیال مرا به پرتگاه می کشاند)
والواقعُ یُمازحُنی
(و واقعیت با من شوخی می کند)
والعشقُ یُوادعُنی
(و عشق مرا بدرود می گوید)
فی جبینی افکاری
(در پیشانیم فکرهایم است)
و  الموتُ هو انتحاری
(و خود مرگ خودکشی من است)
و الحیاهُ هی قراری
(و خود زندگی انتخاب من است)
فی جیبی ولاعتی
(در جیبم فندک من است)
و فی الکتابِ سیجارتی
(و در کتاب سیگارم جای دارد)
وفی القلبِ القران و التوارتِ
(و در قلب قران و توارت قرار دارد)
ومن هنا وَمَضَ نورُ ثوراتی
(واز اینجا  نور انقلاب های من درخشید)
طلوعُ الامبراطور
(طلوع امپراتور)
من جیلِ  الحبِ و النور
(از نسل عشق و نور)
انتحرت الاحزانُ
(غم ها خودکشی کردند)
زال السحرُ و الجانُ
(جادو و جن باطل گَشت)
راح التعبُ و الحرمانُ
(خستگی و محرومیت رفت)
وانا ما زلتُ امشی
(و من همچنان درحال راه رفتنم)
وفی الشوارعِ درسی
(و درسم در خیابان ها است)
و اُمزقَ شعری و حسی
(و شعر و احساسم را پاره می کنم)
و ابیعُ نفسی
(و خود را می فروشم)
و احملُ نعشی
(و تابوت خود را بر دوش می کِشم)
لمقبرهِ التاریخِ والوجدان
(برای قبرستان تاریخ و وجدان)
لمهزلهِ العقلِ و الانسان
(برای لودگی(نمایش خنده آور) عقل و انسان)

خیال – فاضل نظری

شعر قطعه زیبای زیر بنام ” خیال” از کتابِ شعر با عنوان “گریه های امپراتور” اثر استاد فاضل نظری،( انتشارات سوره مهر ) را برای

فارغ

حسی در خود شکُفتن چو غنچه ای در گُلی مردن عطرش در مهد فنا شدن از چیده شدن در دست عاشق از خشک شدن در

تاریخ تولدم – ترجمه یک شعر

یاسر البیلی شاعر گُم نام اهل سودان است. او با شعر (تاریخ میلادی) که کاظم الساهر(زاده ۱۲ سپتامبر ۱۹۵۷ م. ) خواننده مشهور ، ترانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *